تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

منبع: خبرگزاری نسیم، تاریخ انتشار خبر:۱۳۹۴/۳/۱۶،

 http://www.nasimonline.ir/detail/News/998038/186

 گروه اجتماعی خبرگزاری «نسیم»- زهرا ساختمانیان و ناصر جعفرزاده: دکتر محمد میرزایی، در سال 1358 دکتری جمعیت‌شناسی خود را از دانشگاه پنسیلوانیا آمریکا اخذ کرده و سپس برای تدریس به ایران بازگشته است. دکتر میرزایی با مرتبه علمی استاد تمامی سا‌ل‌هاست در رشته جمعیت‏‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه  تهران و در جایگاه رئیس انجمن جمعیت شناسی ایران فعالیت می‌کند. وی که پس از اتمام تحصیلاتش حدود یک سال در بخش تحقیقات جمعیتی سازمان ملل کار کرده، با خوبی با نظرات بین‌المللی در حوزه جمعیت آشناست و این تجربه در کار اجرایی و تدریس به خوبی به یاری او آمده است. میرزایی در گفتگویی که با گروه اجتماعی خبرگزاری «نسیم» داشت، با ابراز تردید در برخی آمارهایی که از کاهش جمعیت به زیر 30 میلیون نفر در سال 2050 می‌گویند، تاکید داشت که افزایش جمعیت یک امر دستوری نیست و مردم به طور طبیعی میل به فرزندآوری دارند اما شرایط برای آنها باید مهیا شود. دکتر میرزایی که در حال حاضر مشاور مؤسّسه‌ مطالعات و پژوهش‌های جمعیّتی آسیا و اقیانوسیه است، می‌گوید: مسئولان باید در پژوهش‌ها و پیش‌بینی‌های جمعیتی بیشتر دقت کنند تا در برنامه‌‌ریزی‌ها دچار گمراهی نشویم. گفتگوی مشروح با دکتر محمد میرزایی در پی می‌آید:

 

نسیم: برای شروع گفتگو چه ترسیمی از شرایط و وضعیت جمعیتی فعلی و آینده به ویژه با تاکید بر روند رشد یا کاهش جمعیت ایران دارید؟

 

رشد جمعیت روندهایی دارد و می‌توان گفت که روندهای جمعیتی به گونه‌ای حال و هوای خودش را دارد و مانند شیر آب نیست که بتوان باز کرد و بست. لذا خیلی نمی‌شود سربه سر روندهای جمعیتی گذاشت. در عرف عام، توجه به رقم مطلق است اینکه تعداد جمعیت چقدر است اما وقتی وارد مباحث تخصصی می‌شویم موضوعاتی مانند آهنگ رشد جمعیت، ساختار سنی جمعیت در سطح کلان بسیار مهم می‌شود و این موضوعات در حوزه های کارشناسی و تخصصی مورد توجه قرار می‌گیرد.

 

وقتی در چارچوب کارشناسی و تخصصی صحبت می‌کنیم اگر آدرس غلط بدهیم جامعه را بهم می‌ریزیم، برخی از افراد که جمعیت شناس نیستند نگران 40 یا 50 سال آینده شده‏‌اند. گذشته هم هست و آینده هم هست، ولی ما درحال حاضر زندگی می‌کنیم. برنامه‌های توسعه عموما پنج ساله هستند زیرا با یک نگرش کاربردی و در برنامه‌ریزی کاربردی بیشتر از 5 سال را خیلی شفاف نمی‌توان دید.

  

آینده نگری برای این است که تصور و تصویری به افراد بدهد و بازه زمانی درازمدت برای آینده نگری کاربردی نیست. سازمان ملل باتوجه به روندهای متفاوت پیش بینی هایی در زمینه سطح بالای باروری، سطح میانه باروری، سطح پایین باروری انجام می‌دهد که به جوامع تصویر وتصور بدهد. سازمان ملل در سال 1365 برآورد کرده بود جمعیت ایران در صورت استمرار رشد سالانه‏‌ای که دارد (بیش از 3 درصد) در آینده هر بیست سال یکبار دو برابر خواهد شد.  اگر این رشد ادامه پیدا می کرد جمعیت ایران در حال حاضر از 150 میلیون نفر بیشتر و در سال 1465 جمعیت ایران به یک میلیارد و 600 میلیون نفر می‌رسید، اما امروز می‌بینیم که پیش‌بینی‌ها آنگونه که اعلام شد محقق نشد.

 

سازمان ملل در ارتباط با روندهای اخیر جمعیتی در ایران نیز پیش‏‌بینی‏‌هایی با فرضیات مختلف کرده است.

 

فردی نا آگاه از فلسفه و منطق این پیش‏‌بینی‏‌ها بدبینانه‏‌ترین سناریوی سازمان ملل را که نمی‌دانم به چه منظور بوده به رئیس‌جمهور سابق منتقل کرده است که جمعیت ایران در آینده به 31 میلیون نفر کاهش می‌یابد و میزان باروری کل زیر یک خواهد شد. این اقدام نسنجیده منجر به تشویش اذهان و ایجاد دغدغه‏‌های کاذب شده است و صدمات و هزینه‏‌های زیادی به بار آورد.

 

در سال 1300 جمعیت ایران حدود 10 میلیون نفر بوده و در طی 90 سال جمعیت ایران 8 برابر شده است. جمعیت دنیا در طول تاریخ  تا سال 1850 هنوز به یک میلیارد نفر نرسیده بود اما اکنون جمعیت دنیا از هفت میلیارد هم بیشتر شده و هفت برابر شده‏ است. با مطرح کردن این موضوع می‌خواهم شما را متوجه آهنگ رشد سریع جمعیت در ایران و دنیا طی یکی دو قرن اخیر بکنم.

 

اینکه به یکباره آهنگ رشد جمعیت سه درصد و حتی بیشتر شود را می‌توان رشد انفجاری عنوان کرد و این رشد پیامدهایی دارد، که مصادیق آن در کشور ما می‏‌تواند خشک شدن دریاچه ارومیه، افزایش آلودگی هوا، خشک شدن زاینده رود و بسیاری موارد دیگر باشد. ما ابتدا باید با چنین موضوعاتی کنار بیاییم و برای رشد جمعیتی نیم قرن اخیر خود فکری کنیم.

 

شاید برخی افراد فراموش کرده اند که در دهه 1360 فشار جمعیت در کشور وجود داشت. به عنوان نمونه در این دهه تعداد دانش‏‌آموزان کشور از 7.5 میلیون در سال 1360 به 15 میلیون در سال 1370 رسید. چنین افزایشی در تعداد دانش‌‏آموزان یک کشور در عرف بین‏‌المللی بی‏‌سابقه بوده است. این نوع فشارها مسئولان را به فکر ایجاد راه حل انداخت. اگر به صد سال قبل برگردیم، در ایران از هر هزار نوزاد متولد شده بیش از 300 نوزاد فوت می‌کرد اما درحال حاضر این رقم به 20 رسیده که کمتر از یک دهم رقم قبلی است.

 

کاهش مرگ و میر پیامدهایی دارد و شتاب رشد جمعیت پیامد این موضوع است که در کشور ما هم در نیمه دوم قرن بیستم اتفاق افتاد. رشد جمعیت در طول تاریخ  چند دهم درصد و حتی گاهی صفر و منفی بوده و تا انقلاب صنعتی این روند ادامه داشت. بعد از انقلاب صنعتی بهداشت و تغذیه بهبود یافت و مرگ‏ و میر کاهش پیدا کرد که نتیجه‏‌ای آن رشد تصاعدی و گاه انفجاری جمعیت بود. به همین سبب از اواخر قرن نوزدهم تعدیل رشد جمعیت از طریق کاهش باروری بتدریج در دستور کار کشورها قرار گرفت.

 

زمانی خانواده‌ها باید تعداد بیشتری فرزند به دنیا می‌آوردند تا به دلیل آمار بالای مرگ و میر فرزندان تعدادی از آنها زنده بمانند اما امروز با توسعه آموزش و بهداشت آمارهای مرگ و میر فرزندان کاهش یافته بنابراین خانواده‌ها نیز تعداد فرزند کمتری را به دنیا می آورند.

 

اگر هیچ کنترلی بر باروری وجود نداشته باشد میانگین تعداد فرزندان به دنیا آمده توسط هر زن به طور متوسط حدود 10 است. این درحالی است که حتی در باروری طبیعی این میانگین بین 6 تا 8 فرزند بوده و به لحاظ تاخیر در ازدواج و پاره‏ای از سنن و آداب و رسوم به سقف 10 فرزند نمی‏رسید. در گذشته و دراقتصاد کشاورزی خانواده ها تعداد 4 یا 5 فرزند را می خواستند اما در اقتصاد صنعتی و شهری این رقم به  2 تا 3 تقلیل یافته است.

 

نسیم: چرا میانگین تعداد فرزندان مطلوب خانواده‏‌ها از 4 تا 5 فرزند در گذشته به 2 تا 3 فرزند کاهش یافته است؟

 

در اقتصاد کشاورزی فرزندان علاوه بر مطلوبیت عاطفی برای خانواده‏‌ها بازده اقتصادی داشتند که این بر تقاضای فرزند بیشتر تاثیر داشت. مطلوبیت عاطفی و استمرار نسل با 2 تا 3 فرزند تامین می‏‌شود. علاوه بر آن به دلیل توسعه زیرساخت‌های بهداشتی، تعداد مرگ و میر فرزندان خانواده‌ها کاهش یافته است و بنابراین علت محدود کردن زاد و ولد تنها مختص ایران نیست و این کاهش به نوعی پاسخ به کاهش مرگ و میر نوزادان در کشورها بشمار می‌رود.

 

سال 1335 در اولین سرشماری ایران تنها 15 درصد جمعیت 6 سال به بالای کشور باسواد بودند اما درحال حاضر نزدیک به 90 درصد جمعیت کشور با سواد هستند  و این موضوع بخشی از توسعه است که تاثیری معجزه‏‌آسا بر همه شئونات اقتصادی و اجتماعی دارد.

 

نسیم: درحال حاضر ایران دارای حدود 20 میلیون جمعیت متولد دهه 1360 است که این افراد در سال 1420 به سن 60 سالگی می رسند براین اساس ما می‌توانیم پیش‌بینی کنیم حدود 30 سال آینده 20 میلیون نفر جمعیت سالخورده خواهیم داشت. رشد جمعیت میانسال ما سه برابر خواهد شد و این درحالی است که نرخ باروری ما درحال حاضر زیر نرخ جانشینی است. براساس این موضوعات مطرح شده چه تدبیری باید برای سال 1420 داشته باشیم؟

 

به نظر می رسد مشکلی که این روزها ما با آن مواجه هستیم این است که سالخوردگی به معنای فردی با موضوع سالخوردگی به معنی جمعیت شناختی که یک مفهوم آماری است با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شود. از نظر علم جمعیت شناسی اگر 15 درصد جمعیت یک جامعه دارای سن بالای 65 سال باشند آن جامعه سالخورده عنوان می شود. ما در سال 1430 چه بخواهیم و چه نخواهیم 15 تا 16 درصد جمعیت کشورمان سن بالای 65 سال را خواهند داشت. اما من می‌خواهم خیال شما را راحت کنم، برآوردها نشان می دهد در آن زمان حدود 63 تا 64 درصد جمعیت کشور در سن 15 تا 64 قرار دارند. بنابراین اینگونه نیست که تمام جمعیت کشور سالخورده می‌شوند، در آن شرایط هم جمعیت میان سال و بالقوه فعال بیش از 60 درصد خواهد بود.

 

نسیم: در بدترین حالت سال 1420 کشور ما حدود 20 درصد جمعیت سالخورده خواهد داشت. اگر  در آن زمان کشور دارای 100 میلیون جمعیت باشد، حدود 20 میلیون نفر سالخورده خواهیم داشت. چه اقدامی برای این روند باید انجام شود؟

 

طبق بررسی های انجام شده در حال حاضر حدود 20 درصد جمعیت کشور ژاپن سالخورده هستند و این کشور سالخورده‌ترین جمعیت جهان را به خود اختصاص داده است.  در واقع می‌توان گفت که 20 درصد جمعیت این کشور سن بالای 65 دارد اما کشور ژاپن با مشکل زیادی مواجه نیست و فعالیتش را ادامه می دهد.

 

 

 

به نظر می رسد ترس به وجود آمده از موضوع سالخوردگی در اذهان به این دلیل است که موضوع سالخوردگی جمعیت مانند سالخوردگی فردی تصور می‏‌شود. در دهه 1360 که جمعیت ایران جوان بود فقط 50 درصد جمعیت 15 تا 64 سال بود که این رقم کمتر از رقمی است که برای جمعیت سالخورده گفته شد.

 

سالخوردگی جمعیت بحث بسیار مهمی است. مگر نمی‌گویید که جوانان امروز در سال 1420 سالخورده می شوند پس باید برای رفع مشکل سالخوردگی این افراد را توانمند تربیت کنیم. به طور مثال من یک فرد 70 ساله هستم اما بحمدالله هم چنان فعال هستم.

 

این موضوع مهم است که وقتی افراد به سن 65  به بالا می رسند به میزان بیشتری با مشکلاتی مانند بیماری و ناتوانی  روبرو خواهند شد اما اینگونه نیست که همه افراد سالخورده با مشکل مواجه باشند. ما هرچه جوانان را توان مندتر تربیت کنیم سالخوردگی آنها با مشکلات جسمی و روحی کمتر مواجه خواهد بود.

 

من می خواهم بگویم باید ذهنمان متوجه جوانان باشد و برای اشتغال، زندگی و ازدواج آنها برنامه ریزی کنیم این درحالی است که برخی از افراد این نوع مسائل در کشور را رها کرده و برای سالخوردگی جوانان امروز در 40 سال بعد گریه می‏کنند.

 

از نقطه نظر کلان درحال حاضر جمعیت ما نزدیک به 80 میلیون نفر است که این آمار جمیعت کمی نیست، هم چنین میزان رشد سالانه جمعیت کشور1.3 درصد است و این روند رشد بالایی بشمار می رود. طبق اعلام ثبت احوال سالانه بیش از یک میلیون نفر به جمعیت  کشور افزوده می‌شوند و این روند رشد جمعیت به دلیل ساختار سنی کشور، تا پایان دهه 1390 ادامه خواهد داشت.

 

می توان گفت از نظر ساختار سنی، ایران در فرصت طلایی پنجره جمعیت قرار دارد و باید قدر این شرایط را بدانیم. من در جایی گفته ام ما، در عروسی جمعیتی قرار گرفته ایم. جمعیت کشور به یک تناسب رسیده و آهنگ رشد آن متعادل شده است و باید بگوییم خدا را شکر.

 

اما ایران با یک چالش جمعیتی در سطح خرد و در درون خانواده‌ها مواجه است  که این چالش باروری زیر سطح جانشینی است. باروری زیر سطح جانشینی بیش از یک دهه است که ثبات پیدا کرده و آمارها نشان می‌دهد میل به کاهش را از دست داده است و این روند برخلاف تصوری است که برخی افراد فکر می‌کردند سقوط می‌کند و در واقع می‌توان گفت جامعه و وجدان جمعی حواسش به این موضوعات بوده است.

 

نسیم: در دهه اخیر باروری زیر سطح جانشینی از 1.9 به 1.6 رسیده است. در این زمینه توضیح می‌دهید؟

 

آمار 1.6 مربوط به شهر تهران است آمارهای مربوط به کل کشور بین 1.8 تا 1.9 است. با توجه به باروری بالای دهه 1360 ترمزی که برای کنترل آن گرفته شد مقداری محکم بوده. در دهه 1380 در اقتصاد کشور رشد منفی داشتیم بنابراین در این دوران رکود سن ازدواج بالا می‌رود و به این ترتیب درحال حاضر میانگین سن ازدواج دختران در کشور 24 و پسران به 28 رسیده است.

 

میزان باروری ناشی از ازدواج 3.3 است و تاخر در ازدواج بر این آمار موثر بوده و باروری به زیر سطح جانشینی رسیده است. بنابرایناگر روند ازدواج جوانان تسهیل شود و زمینه‌سازی کنیم تا سن ازدواج کاهش یابد من به شما قول می‌دهم باروری به سطح جانشینی و حتی قدری بالاتر از آن برسد. اگر باروری بین 1.8 تا 1.9 باقی بماند در سال 1430 رشد جمعیت ما صفر خواهد شد بنابراین ما 40 سال وقت داریم این روند را اصلاح کنیم. بهترین راه برای جلوگیری از صفر شدن رشد جمعیت تسهیل ازدواج جوانان است.

 

نسیم: شما معتقدید بیرون زدگی جمعیت که بین سال های 1335 تا 1365 اتفاق افتاده باید از هرم خارج شود؟

 

در آینده هرم جمعیتی کشور شکل استوانه خواهد داشت. تا سال 1365 به دلیل ساختار سنی ایران مدل جمعیتی ایران به صورت هرم بوده اما پیامد اجتناب‌ناپذیر کاهش اساسی و مستمر باروری و انتقال ساختار سنی جمعیت از ساختار سنی جوان به ساختار سنی سالخورده است که هرم سنی جمعیت را به استوانه‏ تبدیل می‏‌کند، البته در چنین هرمی هم بیش از 60 درصد جمعیت کشور افراد واقع در سنین 15 تا 64 و بالقوه فعال هستند.

 

بنابراین نباید تصور کرد در وضعیت سالخوردگی تمام جمعیت کشور سالخورده خواهد شد. ساختار سنی کشور تغییر می‌کند البته جمعیت زیر 15 ساله نیز کاهش خواهد داشت. جمعیت زیر 15 کشور در سال 1365 حدود 46 درصد بود اما درحال حاضر کمتر از 25 درصد و ممکن است به حدود 20 درصد نیز کاهش یابد.

 

در سطح کلان تناسب جمعیتی ما از نظر تعداد، رشد و ساختار سنی خوب است اما باید برای چالش سطح خرد که با آن مواجه هستیم فکر کنیم تا باروری بالای سطح جانشینی قرار گیرد.

 

نسیم: به لحاظ علم جمعیت شناسی شاخص جانشینی شاخص خوبی برای برآورد جمعیت آینده است و یا اینکه باید نرخ رشد جمعیت مورد توجه قرار گیرد. گاهی شنیده می شود باتوجه به اینکه نرخ جانشینی ما زیر 2 است جمعیت ما در آینده روبه کاهش می رود؟

 

میانگین سطح جانشینی تقریبا 2.1 فرزند است. اگر از این میزان پایین تر بیاید چالش شروع می‌شود.

 

پایان نامه‌ای در دهه 1370 نوشته شد که استاد راهنمای آن من بودم. در این پایان نامه بررسی شده بود که  اگرنرخ باروری ایران در سال 1375 به زیر سطح جانشینی برسد چه زمانی رشد جمعیت ایران صفر خواهد شد؟ تحت چنین شرایطی رشد جمعیت ایران در سال 1425 به صفر می رسید. زمانی که باروری یک جامعه زیر سطح جانشینی برسد حدود 40 تا 50 سال طول می کشد تا رشد جمعیت آن جامعه به صفر برسد و این فرصت خوبی است تا از زیر سطح جانشینی بالا برویم.

 

نسیم:: اگر آمارها زیر سطح جانشینی بماند رشد جمعیت منفی خواهد شد؟

 

به نظر می‌رسد با این روند ما 40 سال وقت داریم تا اصلاحاتی را درخصوص رشد جمعیت انجام دهیم. درحال حاضر باید جوانان را توانمند کنیم و بستر اشتغال و ازدواج را فراهم کنیم تا روند اصلاح شود. البته مثلاَ در مورد زنان اگر میانگین سن ازدواج فقط دو سال کاهش یافته و از 24 سال به 22 سال برسد تاثیر قاطعی بر باروری و نیل به سطح جانشینی و بالاتر از آن خواهد داشت.

 

اگر خوابگاه‌های دانشجویی متاهلین دانشگاه‌ها آبرومند باشند نسبت بیشتری از دانشجویان می‌توانند ازدواج کنند و حتی فرزند نیز داشته باشند. بنابراین موضوع توانمند سازی جوانان بحث مهمی است که باید به آن توجه شود.

 

نسیم: راهکارهای عبور از نرخ زیر سطح جانشینی چیست؟ فکر نمی‌کنید میل به فرزندآوری در کشور کم شده است؟

 

همانطوری که گفته شد تسهیل ازدواج خیلی بحث مهمی است زیرا سن ازدواج در کشور بالا رفته است. در زمینه ازدواج موضوعاتی مانند توسعه اقتصادی و اجتماعی موثر است.

 

به دلیل مسائل ایجاد شده درکشورهای پیشرفته صنعتی موضوع انتقال دوم جمعیتی مطرح شده که موضوع مربوط به درون خانواده‌ها است. و این نوع موارد باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد و سعی کنیم به ورطه تک فرزندی، بی فرزندی و یا ازدواج سفید وارد نشویم.

 

تسهیل ازدواج به بیرون رفتن از باروری زیر سطخ جانشینی کمک می‌کند، سبک زندگی نیز مهم است و باید در این زمینه فعالیت‌های فرهنگی انجام شود.

 

من نمی‌گویم هیچ مسئله‌ای نداریم بنابراین ما مشکل باروری زیر سطح جانشینی داریم و باید به آن بپردازیم اما باید برنامه‌ریزی کنیم که چگونه از این چالش خارج شویم. در کلان جمعیت کشور، میزان رشد و ساختار سنی خوب است. درحال حاضر در درون خانواده‌ها با مشکل مواجه هستیم که میل به فرزند خواهی و ازدواج کم شده است و باید در این زمینه تحقیق و چاره‏‌جوئی شود.

 

نسیم: تمایل به فرزندآوری در ابتدای ازدواج به طور میانگین 2.5 فرزند است اما وقتی زوجین وارد زندگی می شوند این میانگین به 1.6 یا 1.7 کاهش می یابد. دلیل این موضوع چیست؟

 

درحال حاضر بالاترین میزان بیکاری، مربوط به جوانان است به خصوص جوانان تحصیل کرده که براساس آمار میزان بیکاری جوانان تحصیل کرده دو برابر میانگین کشور است. برای این مشکلات باید به طور جدی برنامه‌ریزی شود.

 

اگر مسائل اقتصادی بهبود پیدا کند و وحشت از فرزند آوری تغییر کند شرایط بهتر خواهد شد. به نظر می‏رسد در دهه اخیر الگوی فرزند خواهی خانواده‌‏ها بیشتر تمایل به داشتن یک تا دو فرزند بوده، باید با زمینه‏‌سازی‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی الگوی فرزند خواهی را به دو تا سه فرزند ارتقاء داد.

 

نسیم: بخشی از مشکلات کاهش فرزندآوری به نظر می‌رسد مرتبط با مسائل فرهنگی و ارزشی است، اینکه ما سال‌ها تبلیغ کردیم "فرزند کمتر زندگی بهتر" و این شعار تبدیل به یک ارزش در جامعه شده است؟

 

مردم هوشیارتر از این هستند که صرفا اسیر تبلیغ شوند. عده‌ای معتقد هستند علت افزایش نرخ باروری در دهه اول بعد از انقلاب به این دلیل بود که خانواده‌ها تشخیص دادند فرزندآوری مقرون به صرفه است. اما بعد از اینکه متوجه شدند هزینه‌های فرزند آوری را خودشان باید تامین کنند فرزند آوری در خانواده ها کاهش یافت. خانواده‌ها زمان‌بندی بچه دار شدن را براساس وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه تغییر می‌دهند. اگر رشد اقتصادی رونق یابد سن ازدواج کاهش می‌یابد و فرزند آوری نیز افزایش می‌یابد. اغلب خانواده‌ها دوست دارند 2 فرزند داشته باشند اما باید کار فرهنگی کرد و ترس درونی از فرزندآوری را در خانواده ها کاهش داد.

 

نسیم: به عنوان نکته آخر در این گفتگو، شما به عنوان فردی که سال ها در حوزه جمعیت تدریس و تحقیق داشته‌اید، دور نمای جمعیت ایران را براساس میزان ونرخ رشد جمعیت در سال 1430 چطور پیش‌بینی می‌کنید؟

 

تا سال 1400 جمعیت کشور ما از 85 میلیون نفر کمتر نخواهد بود. در قرن 15 هجری شمسی با همین وضعیت جمعیت ما به یکصد میلیون نفر نیز می‌رسد بنابراین حتی اگر به یک ثبات رشد صفر جمعیت نیز دست یابیم من فکر می‌کنم در سال 1430 جمعیت ما از 100 میلیون نفر بیشتر خواهد بود.

 طی 10 سال آینده زندگی خیل عظیم جوانان فعلی 20 تا 30 ساله کشور شکل می‌گیرد، باید به آنها کمک شود تا با وضعیت بهتری به مرحله شکل‌گیری زندگی خود وارد شوند. بنابراین می‌توانیم از پنجره جمعیتی بهره ببریم کاری که کشورهایی مانند چین، ژاپن و کره انجام داده‌اند و جهش اقتصادی را براساس پنجره جمعیتی خود به وجود آوردند.

 تا زمانی که جمعیت بالای 65 سال به 15 درصد نرسد هنوز پنجره جمیعتی وجود دارد. پنجره جمعیتی ما درحال تکمیل است و اگر کمک کنیم که به درستی شکل بگیرد با مشکل زیادی مواجه نخواهیم شد.