دیدگاه های مختلف در مورد سیاستهای جمعیتی کشور
نوشته شده توسط: حسین ضرغامی
منبع: ضرغامی، حسین، 1392، دیدگاه های مختلف درباره سیاستهای جمعیتی کشور، مجله حوراء، شماره 44، مهر و آبان 1392، صص 79-67.
مقدمه
بحث در مورد تعداد یا اندازه جمعیت همواره یکی از دغدغههای جوامع بشری بوده و در مورد آن افرادی یا صاحبنظرانی یا سیاستمدارانی به ارایه نظر پرداختهاند. دیدگاههای این افراد متنوع و دارای وجوه مختلفی بوده است اما در یک دستهبندی کلی آنها را غالبا در 4 دسته بدین قرار تقسیمبندی میکنند: 1- گروهی که جمعیت را باعث و عامل قدرت و ثروت جامعه میدانند و در زمره طرفداران افزایش جمعیت به شمار میآیند. 2- گروهی دیگر بر خلاف دسته اول، ازدیاد جمعیت را باعث عدم تعادل جامعه میدانند، به آن با دیده منفی نگریسته و از در مخالفت با آن برمیخیزند که مخالفان افزایش جمعیت نام نهاده میشوند. 3- دسته دیگر، به طرفداران جمعیت ثابت شهرت یافتهاند و یک عدد ثابت جمعیت را مد نظر دارند. 4- گروهی که به رابطه منطقی و متناسب بین جمعیت و منابع توجه دارند و به آنها طرفداران حد متناسب جمعیت میگویند (کتابی، 1377). اندیشههای مطرح شده در باب جمعیت را میتوان به یکی از این دستهها متعلق دانست یا به نحوی نسبت داد. شاید بتوان گفت مشهورترین فردی که در این حوزه به ایراد نظرات خود پرداخته است مالتوس کشیش انگلیسی میباشد که دیدگاههای خود را با ذکر دلایلی در مخالفت با افزایش جمعیت بیان نمود.
نظرات ارایه شده توسط هر فردی غالبا متاثر از شرایط محیطی و اجتماعی زمان خود بوده و یا برخی از آنها ایدهآلهای خود در زمینه جمعیت را بیان میکردهاند. با اینهمه، تا همین اواخر توجه به تعداد جمعیت چندان جنبه عمومی نداشت و بیشتر خانوادهها بر اساس ترجیحات خود عمدتا در جهت افزایش جمعیت عمل میکردند. پس از انقلاب صنعتی و تغییر و تحولات عمیق در زندگی اجتماعی انسانها، در بعد جمعیتی، کاهش قابل توجه مرگ و میر به ویژه مرگ و میر نوزادان و کودکان به وقوع پیوست و به دنبال آن رشد جمعیت شتاب گرفت. این وضعیت ابتدا در کشورهای توسعهیافته و بعدها در کشورهای در حال توسعه رخ داد. در حالیکه در طول قرنها تا اوایل قرن 19 میزان تقریبی رشد سالیانه جمعیت جهان به زحمت به 5/. درصد میرسید، پس از آن رشد جمعیت سرعت زیادی گرفت و در سالهای دهه 1960 به بالای 2 درصد افزایش یافت. البته پس از آن با توجه دلایلی که جای بحث آن در اینجا نیست، سطح باروری در اغلب کشورها کاهش یافت و در نتیجه جلوی شتاب رشد جمعیت جهان اندکی گرفته شد (لوکاس و مییر، 1381).
نظریه انتقال جمعیت میتواند در درک تغییرات روند رشد جمعیت کمک مهمی نماید. با توجه به همین نظریه، در روند انتقال جمعیت کشورها، تغییرات قابل ملاحظهای در ساخت سنی آنها به وقوع میپیوندد که یکی از پیامدهای آن سالخوردگی جمعیت است. با سالخورده شدن جمعیت، میزانهای مرگ و میر از میزان موالید فراتر رفته، در نتیجه رشد جمعیت منفی میشود. این موضوع اکنون در برخی از کشورهای توسعهیافته از جمله آلمان، ایتالیا، ژاپن و ... رخ داده است (PRB, 2013). با توجه به پیامدهای مختلف رشد منفی جمعیت به ویژه از جنبه اقتصادی، بسیاری از این کشورها اکنون سیاستهای تشویقی و حمایتی در جهت افزایش موالید به کار گرفتهاند هر چند موفقیت آنها محدود بوده است.
وبلاگ مطالعات جمعیتی با هدف شناساندن و گسترش بیشتر حوزه مطالعات جمعیتی و زمینه های وابسته به آن ایجاد شده است. در کنار آن مطالب دیگری که مورد علاقه نویسنده می باشد نیز مطرح می شود. این وبلاگ توسط حسین ضرغامی دکتری جمعیت شناسی از دانشگاه تهران (Hossein zarghami, Ph.D of Demography, From University of Tehran, Iran) اداره می شود. لطفا با ارایه نظرات صادقانه خود، ما را در بهبود وبلاگ یاری کنید.