تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

این متن برگفته از اسلایدی با عنوان مذکور می باشد که نویسنده آن اکرم حسن زاده است.

روند تغييرات جمعيت از گذشته دور تاكنون:

در مورد تاريخچه رشد جمعيت دنيا از گذشته دور تاكنون سه مرحله اساسي را مي توان مشخص كرد

1- مرحله قبل از پيدايش كشاورزي كه معيشت انسان ها مبتني بر صيد و شكار و خوشه چيني بود.

2- مرحله بعد از پيدايش كشاورزي تا انقلاب صنعتي كه آغاز آن به حدود هزاره هشتم قبل از ميلاد مسيح(ع) بر مي گردد.

3- مرحله بعد از انقلاب صنعتي كه از اواخر قرن هيجدهم ميلادي به بعد را در بر مي گيرد.

ترديدي نيست كه با پيدايش كشاورزي تحوّلي عظيم در شئون مختلف زندگي بشر به وجود آمد كه بهبود نسبي سطح معيشت از آن جمله است. يكي از نتايج اين بهبود افزايش حجم جمعيت و شتاب گرفتن ميزان رشد آن در مقايسه با دوره معيشت مبتني بر صيد و شكار و خوشه چيني بود. ميزان رشد جمعيت در اين دوره بالنسبه در خور توجه بوده است كه مي توان آن را ناشي از پيدايش كشاورزي و نتيجتاً اسكان نسبي جمعيت و بهبود تغذيه و به طور كلي مساعدتر شدن اوضاع اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي دانست.

عوامل زمينه ساز رشد ناچيز جمعيت در ادوار گذشته :

عامل اصلي كندي رشد جمعيت در ادوار گذشته بالا بودن سطح مرگ و مير در مقايسه با دوران معاصر بوده است. عواملي كه سطح مرگ و مير را در گذشته بالا نگه مي داشته اند عبارت از اپيدمي ها، هجوم و گريزها، قحطي ها و عوامل طبيعي(بلايا) بوده اند كه در اين ميان حضور مستمر اپيدمي ها، اساسي ترين نقش را در بالا نگه داشتن سطح مرگ و مير داشته است.

ا پيد مي ها :

بارزترين اين نوع اپيدمي ها دو بيماري طاعون و تيفوس است كه در قلع و قمع جمعيت ها در ادوار گذشته نقش بسيار مهمي داشته اند.

هجو م و گر يز ها :

«هجوم و گريزها» و يا«جنگ ها» نيز از عواملي بوده اند كه هم مستقيماً تلفاتي به دنبال داشته و مرگ و مير را افزايش مي داده اند و هم منجر به اختلالات اساسي در زندگي عادي و روزمره مي شدند.

قحطي ها :

در زمان هاي پيشين امكان ذخيره مواد غذايي بسيار محدود و ابزارها و تكنولوژي آن قابل مقايسه با دوران معاصر نبوده است. لذا خشكسالي و اختلالات طبيعي زمينه ساز بروز قحطي مي شد

حوادث طبيعي ( بلا يا ) :

در مرحله بعد از انقلاب صنعتي به تدريج بر اثر پيشرفت تكنولوژي مقابله با حوادث طبيعي، صدمات و تلفات ناشي از آنها كاهش يافته است. ساختن سيل برگردان، سد، استحكام واحدهاي مسكوني و انطباق آن در جهت مقابله با حوادث و تمهيدات از اين قبيل توانسته است در بسياري از مناطق دنيا به تقليل صدمات و تلفات ناشي از حوادث طبيعي منجر شود.

تغييرات در توزيع نسبي جمعيت قاره ها از 1650 تا 1900 :

از اواخر قرن هيجدهم ميلادي و پس از انقلاب صنعتي، به سبب كاهش تدريجي و مستمر مرگ و مير، در ميزان رشد جمعيت در قاره اروپا افزايش بي سابقه اي به وجود آمد.

علت اصلي افزايش چشمگير نسبت درصد جمعيت در قاره آمريكا در سال 1900 در مقايسه با سال 1650 را مي بايست عامل مهاجرت دانست.

تغييرات در توزيع نسبي جمعيت قاره ها از 1900 تا 2007 :

در بررسي علت تغييرات حاصل در سهم جمعيت قاره ها از كل جمعيت دنيا در فاصله 1900 تا 2007 باز هم مي بايست تأكيد را بر روي اختلاف سطح در ميزان رشد جمعيت گذارد. بدين معني كه در قرن بيستم و به خصوص در چند دهه اخير ميزان رشد طبيعي جمعيت در آفريقا، آمريكاي لاتين و آسيا بسيار بالا و در قاره اروپا و آمريكاي شمالي بسيار پائين بوده است.

بعد از جنگ دوم جهاني، در آمريكاي لاتين، آسيا و آفريقا سطح مرگ و مير به طور اساسي و مستمر رو به كاهش گذارد و با توجه به بالا بودن سطح زاد و ولد ميزان رشد جمعيت به ارقام بالا و بي سابقه اي جهش يافت. نكته ديگري كه در اينجا مي بايست متذكر گرديد تأثير تلفات سنگين دو جنگ جهاني اول و دوم بر جمعيت قاره اروپاست.ولي به هر حال علت اصلي و عامل فايق در كاهش فاحش نسبت درصد جمعيت اين قاره همان كاهش سطح زاد و ولد و نتيجتاً ناچيز بودن ميزان رشد جمعيت بوده است.

گسستگی و با زگشت گذار جمعیتی ایران :

در مورد گذار جمعیتی در کشور ما می توان گفت

همراه با این تحول و تنزل دائمی آهنگ مرگ و میر- روند موا لید سر نوشت کاملا متفاوتی دا شته که آن را در پنج مرحله می توانیم خلاصه کنیم :

1- ثبات تا سا ل 1325 در حدود 40 در هزار

2- افزایش از سال 1325 تا 1345 تا حدود 45 و 48 در هزار

3- تنزل در دهه 1345 تا 1355 تحت تاثیر بر نامه تنظیم خانواده و افت به سطح 40 در هزار

4- افزایش شدید در دهه 1355 تا 1365 به علت سیاست تشویق موالید و رها شدن بر نامه تنظیم خانواده و رسیدن به حدود 50 در هزار

5- تنزل چشمگیر و معنی دار تحت تاثیر از سر گیری کامل و حتی موثر تر بر نامه تنظیم خانواده و اتخاذ معقول سیا ست کنترل جمعیت از طرف دولت پس از 1368 همراه با خود آگاهی اجتماعی و همگا می خانواده ها و در نتیجه افت به حدود 34 در هزار و سپس به 27 در هزار.

عوامل جمعیت شناسی تعیین کننده میزانهای رشد :

رشد جمعیت براساس تعادل بین موالید و مرگ و میر تعیین میشود.

مراحل انتقال جمعيتي :

يكي از مباحث نظري جمعيت شناسي كه در تبيين تحولات جمعيتي در مسير توسعه اقتصادي و اجتماعي دو قرن اخير نقش مهمي يافته است.براي تغيير بنيادي در پديده ها لفظ انتقال يا گذر به كار برده مي شود. در زمينه متغيرهاي اجتماعي، اقتصادي و جمعيتي چنانچه اختلاف سطح اساسي در اندازه متغيري حاصل شود لفظ انتقال براي آن به كار برده مي شود. منشاء افزايش جمعيت ولادت و علت كاهش جمعيت مرگ و مير است. در اين ميان عامل مهاجرت نيز باعث جابجايي جمعيت از مكاني به مكان ديگر مي گردد.

در دهه 1940 به دنبال نوآوري ها و انقلاب اساسي در تكنولوژي بهداشت و نيز با بهبود و تحولات اساسي در تكنولوژي حمل و نقل، يك باره قسمت عمده از تكنولوژي مربوط به ريشه كني، پيشگيري، و درمان بيماري هاي عفوني و انگلي به اقصي نقاط جهان گسيل شد و در اختيار كشورهاي در حال توسعه قرار گرفت. ورود ناگهاني تكنولوژي و وسايل نوين بهداشتي و به كارگيري آنها توسط دولت ها و بخش خصوصي سبب كاهش اساسي و مستمر مرگ و مير به ويژه در دهه 1950 و 1960 ميلادي و نتيجتاً رشد شتابان و بي سابقه جمعيت در كشورهاي در حال توسعه گرديد. بدين ترتيبدر كشورهاي در حال توسعه مرحله انتقال از سطح بالاي مرگ و مير به سطح پائين، تكوين يافته يا در حال تكوين است.

تئوري انتقال جمعيتي :

اساس تئوري انتقال جمعيتي مبتني بر موضوعات زير است:

الف) همه جمعيت ها در گذشته سطح بالايي از مرگ و مير و سطح بالايي از زاد و ولد و ميزان رشد جمعيت ناچيزي داشتند.

ب) بعد از انقلاب صنعتي، مرگ و مير بطور اساسي و مستمر كاهش يافت و زمان شروع كاهش مرگ و مير در مناطق و كشورهاي مختلف متفاوت بود.

ج) به دنبال كاهش مرگ و مير و با فاصله اي متفاوت در كشورها و مناطق مختلف باروري نيز رو به كاهش مي گذارد.

شروع كاهش سريع باروري در بسياري از كشورهاي در حال توسعه در دو دهه آخر قرن بيستم به پيام اساسي تئوري انتقال جمعيتي قوت بيشتر بخشيد كه: «در مسير توسعه اقتصادي و اجتماعي و متعاقب پايين آمدن اساسي و مستمر مرگ و مير، زاد و ولد و باروري نيز پائين خواهد آمد».

بلاكر انتقال جمعيتي را به چهار مرحله اساسي تقسيم نموده و مرحله پنجمي را نيز بر آن متصور است.

1- مرحله ثبات و سكون جمعيتي كه در آن مرگ و مير و باروري هر دو بالا و ميزان رشد جمعيت اندك است؛

2- مرحله آغاز بسط و توسعه جمعيتي، كه طي آن ميزان مرگ و مير به تدريج رو به كاهش مي گذارد ولي ميزان مواليد بالاست و به سرعت بر ميزان رشد جمعيت افزوده مي شود؛

3- مرحله پايان بسط و توسعه جمعيتي، كه باروري نيز به تدريج رو به كاهش مي گذارد ولي مرگ و مير كماكان پائين تر از باروري و رشد جمعيت هم چنان شتابان است؛

4- مرحله ثبات و سكون مجدد، كه مرگ و مير و باروري هر دو به سطح پائيني مي رسند و رشد جمعيت اندك است. بلاكر مرحله پنجمي را نيز متصور شده و آن را مرحله «سقوط جمعيتي» ناميده است. در اين مرحله ولادت و مرگ و مير هر دو در سطح پائين هستند ولي به لحاظ ساختار سني سالخورده جمعيت، ميزان عمومي مرگ و مير بيشتر از ميزان عمومي مواليد و ميزان رشد جمعيت منفي است.

محدودیت های الگوی انتقال جمعیت شناسی :

الف. ز ما ن

زمان مورد نیاز برای ایجاد یک تحول با اینکه رکنی اساسی محسوب می شود اما به هیچ وجه قابل پیش بینی دقیق نیست.

ب. علل

مطالعاتی که در مورد پدیده باروری انجام گرفته است نشان می دهد که تمامی "علل" افت باروری را نمی توان در یک ردیف قرار داد. صنعتی شدن- شهر نشینی- سواد آموزی و بسیاری عوامل دیگر مسلما در این امر سهیم اند اما تعیین سهم نسبی هر یک میسر نیست و بنابراین اجرای مو به موی تجارب غرب در کشور های در حال توسعه کاری بسیار نادرست است.

ج. وقایع غیره منتظره

برخی اوقات چنان وقایع غیره منتظره ای رخ می دهد که حتی پیش بینی های بسیار محافظه کارانه و محتاطانه نیز در هم می ریزند. امکان جنگ یا انقلاب- تحولات عمیق اقتصادی و اجتماعی

سطح باروری :

باروری (Fertility) به معنای توانایی به دنیا آوردن کودک است. دوره باروری هر زن تقریبا 35 سال (49-15سالگی )است. اولين مطالعه مستقيم سطح باروري زنان كشور كه به صورت نمونه گيري چند مرحله اي در فاصله سال هاي 1352 و 1355 انجام گرفت ميزان مواليد (تعداد فرزندان زنده تولد شده يكسال معين به ميانگين جمعيت آن سال ) را 8/41 در هزار به دست آورد

سطح باروری با شاخص ها یی چون میزان موالید خام –میزان باروری عمومی و... مورد بررسی قرار می گیرد:

1- میزان تولد خام (Crude Brith Rate):عبارت است از تعداد نوز ادانی که در یک گروه اجتماعی در طول یک سال به دنیا می آیند.

CBRدر کشور های مختلف جهان بین 8 تا50 در نوسان است.

2-میزان باروری عمومی (General Fertility Rate ):

GFR نشان می دهد که در طول یک سال به ازا هر هزار نفر زن وا قع در سن باروری چند فرزند زنده متولد شده است که در ایران در سالهای 65-1355 نرخ باروری عمومی 188 بوده است. از نظر باروری کشور ها را به سه دسته تقسیم می کنند:

1)کمتر از 80

2)120-80

3)بیشتر از 120

- میزان باروری نکاحیMarrital FertilityRate) ):در مخرج کسر تعداد زنان 49-15 ساله شو هر دار قرار می گیرد و د قیق تر از GFR است.

4- میزان باروری بر حسب سن (Agespicific Fertility Rate):میزان باروری در هر یک از سنین یا در دوره های سنی خاص نیز قابل بیان است که در این صورت در مخرج کسر فوق تعداد زنان همان گروه سنی قرار می گیرد. ASFR معمولا برای گروه های سنی 5 ساله ( 7 گروه از 15 تا 50 ساله ) محاسبه می شود. مثلا برا ی محا سبه این میزان در بین زنان 25-20 ساله به شرح زیر عمل می شود:

که B تعداد موالید نا شی از این گروه سنی در طول یکسال ومخرج کسر میانگین تعداد زنان 25-20 ساله همان سال است.

5- میزان باروری کل (Total Feritility Rate):نشان می دهد که یک زن در تمام طول دوران زندگی خود بطور متوسط چند فرزند به دنیا می آورد:

که این عدد در ایران در سال 65-1355 برا بر 4/6 در سال 72 برا بر6/3 بوده و در سال 75 به 35/3 رسیده است.

عوامل مو ثر در میز ا ن با رو ی ز نا ن :

باروری یک زن از یک سو به مسائل طبیعی و بیو لوژیک زن و از سوی دیگر به عوامل اجتماعی-فرهنگی-اقتصادی و... مربوط می شود.

1- میزان همگانی بودن ازدو اج:

در کشور های در حال توسعه 100 – 95% زنان بالاخره ازدواج می کنند در حالی که این میزان برای کشور های پیشرفته 90 -70 در صد است.

2- افزایش سن ازدوا ج: ازدواج یکی از عوامل بلافصل مؤثر بر باروری است(دیویس 1 ، 1945 و 1963). هر چه سن ازدواج پایین تر باشد، مدت سالهایی که یک زن در معرض باروری قرار می گیرد، بیشتر است.بر عکس، بالا رفتن سن ازدواج تأثیر منفی بر باروری خواهد داشت. ، بالا رفتن سن ازدواج خود بیانگر تحولاتی اجتماعی است که در جامعه صورت می پذیرد که با بالا رفتن آموزش و تحصیلات و به تبع آن افزایش اشتغال زنان، تمایلی برای ازدواج در سنین پایین وجود ندارد.

آمارها نشان می‌دهد كه بین سن ازدواج افراد با سواد و بی‌سواد به طور متوسط ۲ تا ۳ سال اختلاف وجود دارد. همچنین شهرنشینی یكی از عوامل موثر در افزایش سن ازدواج است و افراد شهرنشین به دلیل عدم حمایت‌های خانوادگی، اشتغال بیشتر به تحصیلات و تمایل به كسب شغل بهتر و بالاتر، دیرتر ازدواج می‌كنند.

3- عوامل محیطی: شرایط محیطی بر جنبه های فیزیولوژیک باروری اثر می گذارد.شرایط سخت محیط موجب اختلا لاتی در مسیر طبیعی باروری می گردد

4- عوامل اجتماعی: محل زندگی (شهر یا روستا) سطح تحصیلات و ادامه تحصیل افراد – وجود سیاست ها و بر نامه های تنظیم خانواده-در دسترس بودن وسایل پیشگیری از بارداری- ارزش فرزند دختر یا پسر بودن فرزند-مذهب- بعد خانوار و ... در میزان باروری زنان موثر می باشند.

5- عوامل جمعیتی:ساختار سنی و جنسی جمعیت-نسبت جنسی وضع زنا شویی نرخ ازدواج و طلاق و ... در میزان باروری موثر هستند.

6- عوامل اقتصادی بر مبنای نظریه اقتصاد باروری، وضعیت اقتصادی و آرزوهای اقتصادی در جامعه یکی از عوامل مؤثر بر باروری خانواده هاست(ایسترلین 1969، 1975، 1983) آیا بهبود وضعیت اقتصادی خانواده در تعداد فرزندانی که یک زن به دنیا می آورد، تأثیر دارد یا خیر؟ اکثر زنان بر این باور بودند که بهتر شدن وضعیت اقتصادی تأثیری بر افزایش تعداد فرزندان ندارد و مردم نیز با بالا رفتن درآمد و یا حقوق و پاداش حاضر به فرزندآوری بیشتر نیستند.

، پاسخگویان معتقدند که بهتر شدن وضعیت اقتصادی در بالا رفتن تعداد فرزندان تأثیری نخواهد داشت و در صورت بهبود وضعیت اقتصادی، سرمایه بیشتری در مورد تربیت و تحصیلات فرزندان خواهند کرد.

7-عوامل آموزشی و فرهنگی: بالا رفتن سطح تحصیلات زنان عامل مهمی در افزایش نقش تصمیم گیری زنان در خانواده است.اشتغال زن در بیرون از منزل، نیز یکی از عواملی است که به استقلال زن منجر می شود. همه این عوامل به همراه افزایش هزینه فرزند آوری، باعث کاهش باروری می گردد.

نتیجه:

باروری به عنوان یک واقعیت اجتماعی می تواند در دو سطح مورد بررسی قرار گیرد: در سطح کلان میزان تأثیر عوامل محیطی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر باروری، و در سطح خرد میزان تأثیر عوامل درونی نظیر انگیزه ها، آرزوها، وجهه نظر و گرایش های فردی بر رفتار باروری.