مطالعات جمعیتی

وبلاگی در زمینه جمعیت شناسی، آمار و روشهای تحقیق و دیگر زمینه های مرتبط (09388149658)

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

منبع: وبلاگ علم جمعیت شناسی http://demographyscience.blogfa.com/post-28.aspx

از اساسی ترین عوامل موثردر موفقیت برنامه ریزی های توسعه همگام شدن با تغیرات جمعیتی است .بحث جمعیت و تاثیر آن در تمامی برنامه ریزی های اجتماعی اقتصادی ، سیاسی و...یک موضوع انکار ناپذیراست . از مهمترین عناصر تاثیر جمعیت ساخت سنی جمعیت است ..اینکه جمعیت تشکیل دهنده یک جامعه از چه ترکیب سنی برخوردار می باشد به تبع آن برنامه ریزی های مختلفی را می طلبد . و هزینه ها و مزایای متفاوتی را برای برای یک جامعه بدنبال دارد. پنجره جمعیتی یکی از مهمترین مراحل درساخت سنی یک جمعیت است به طوری که اقتصاددانان از آن به عنوان موهبت جمعیتی نام می برند. البته تهديد آميز بودن يا فرصت بودن پنجره جمعيتي كشور تا حدود زيادي به نگرش و عمكرد دولت در ارتباط با اين مسئله بستگي دارد .ساخت سنی جمعیت عرضه وتقاضای نیروی کار را تحت تاثیر قرار می دهد.در دوره پنجره جمعیتی عرضه نیروی کاربالقوه به سطح بالایی می رسد باتوجه به اینکه نیمی از افراد یک جمعیت را زنان تشکیل می دهند . می خواهیم به بررسی وضعیت اشتغال زنان در کشورهای مختلفی که پنجره جمعیتی را تجربه کرده اند وتفاوتی که بین کشورها ی درحال توسعه وتوسعه یافته در استفاده از نیروی کار زنان در اشتغال وجود دارد رامورد بررسی قرار دهیم

"دریچه جمعیتی به دوره ای اطلاق می شود که درآن نسبت وابستگی در مقیاسی که در تاریخ بی سابقه است کوچک می شود .این دوره کوتاه است ابتدا وانتهای آن به طور تقریبی مشخص است ودر دود چند دهه دوام می آورد . جمعیت ایران در آستانه سرشماری 1385وارد دریچه جمعیتی شده است.دریچه جمعیتی آن حدود چهار دهه باز می ماند و در حدود سال 1425 بسته خواهد شد. ."(سرایی ،1388)

"حدودتکنیکی دقیق تعریف پنجره جمعیتی تغییر میکند شاخه جمعیتی سازمان ملل آن را ب عنوان دوره ای تعریف می کند که در آن نسبت کودکان ونوجوانان زیر 15سال از30درصدکمتر می شود ؛درحالیکه ،نسبت جمعیت 65ساله وبالاتر هنوز زیر 15درصد است.. تعریف دیگر از پنجره جمعیتی می تواند این باشد دوره ای که دران نسبت وابستگی سنی کل کمتراز 0.5باشد.." (همان)

" باتوجه به تقدم وتآخردر گذار جمعیتی ، به خصوص گذار باروری ، مناطق وکشورهای مختلف جهان هم با تقدم وتاخر وارد دریچه جمعیتی شده اند یا می شوند دریچه جمعیتی اروپا از1950تا سال 2000دوام داشت . دریچه جمعیتی چین از1990شروع شد وانتظار می رود تا سال 2015دوام آورد هند درسال 2010وارد دریچه جمعیتی می شود و این دوره در این کشور تا اواسط این قرن دوام می آورد.بیشترکشورهایی آفریقایی تا2045وارد دریچه جمعیتی نمی شوند .ادر آستانه سرشماری1385 جمعیت ایران وارد دریچه جمعیتی می شود تقریبا 4دهه دراین دوره خواهد ماند" ( همان)

بر اساس سرشماري سال85 نسبت جمعيت زير 15سال به حدود 25 درصد از كل جمعيت كاهش يافته و جمعيت 15 تا 64 ساله كشور يعني جمعيت در سن فعاليت به حدود 60 تا 70 درصد از كل جمعيت رسيده است.. بنابراین یک پنجره جمعیتی در ایران باز شده است .که درصورت برنامه ریزی صحیح می تواند در توسعه اقتصادی کشوربسیار موثرباشد.مهمترین عامل در توسهه یک کشورنیروی انسانی آن می باشد .باتوجه ه اینکه در این دوره باروری کاهش می یابد زنان فرصت بیشتری برای وارد شدن دربازار کار را دارند. بنابراین ایجاد اشتغال برای زنان که نیمی از جمعیت در سنین فعالت راتشکیل می دهند می تواند در پیشرفت اقتصادی کشور موثر باشد . هم اکنون کشور ما در دوره پنجره جمعیتی قرار داردبه رغم اینکه ایجاد اشتغال برای زنان یکی از اهداف برنامه چهارم توسعه بوده است اما هنوز با بسیاری از کشورها مانندانگلستان ؛آمریکا ، کشورهای شرق آسیا از نظر میزان اشتغال زنان فاصله بسیاری دارد. در سالهاي اخير، زنان، که نيمي از جمعيت کشور را تشکيل مي‌دهند، گرايش بيشتري به تحصيلات دانشگاهي پيدا کرده‌اند و نرخ ورود زنان و دختران به دانشگاه‌ها، سال به سال در حال افزايش است. در حالي که بر اساس آمارهاي رسمي، نرخ بيکاري نيز در ميان بانوان تحصيلکرده به صورت قابل توجهي در حال افزايش مي‌باشد. به نظر مي‌رسد جذب اين تعداد نيروي تحصيل‌کرده در سازمان‌هاي دولتي موجود که اکثرا با تورم نيروي انساني مواجه هستند، عملي نباشد. بخش خصوصي نيز با توجه به گستره محدود آن در ايران طبيعتاً نتوانسته است در جذب اين سرمايه‌هاي ملي موفقيت قابل توجهي داشته باشد. لذا يکي از راهكارهاي مهم جهت حل اين معضل، توسعه كارآفريني در ميان زنان و دختران دانشگاهي ميباشد.
"متأسفانه در ايران نهاد يا سازمان دولتي مختص كارآفريني و كارآفرينان زنان وجود ندارد و تنها در برخي وزارتخانه‌ها و نهادهاي دولتي، حمايت‌هاي محدودي از خود اشتغالي مشاهده مي‌گردد. اين حمايتها به صورت عمومي است و زنان نيز همچون مردان در حد امكان از آن بهره‌مند مي‌شوند و برنامه‌اي ويژه براي زنان كارآفرين وجود ندارد كه از اين حمايتها مي‌توان به طرح خوداشتغالي وزارت كار و امور اجتماعي، كمك‌هاي مالي بانك كشاورزي، حمايت‌ها و كمك‌هاي وزارت تعاون اشاره كرد. تنها برنامه‌هاي ويژه براي زنان كارآفرين، كمكهاي جزيي بانك كشاورزي و حمايت وزارت تعاون از تعاونيهاي با 70درصد عضو زن مي‌باشد كه آن هم متأسفانه كارآيي و اثربخشي لازم را نداشته و به رانت تبديل شده است. از تعداد و وضعيت زنان كارآفرين نيز متأسفانه آمار و اطلاعات دقيقي وجود ندارد.

نهادهاي غيردولتي نيز، كه در حول چهار محور عمده فرهنگي ـ اجتماعي، صنفي ـ تخصصي، خيريه‌اي و سياسي فعاليت مي‌كنند، نتواسته‌اند تاكنون نقش اثرگذاري در زمينة گسترش فعاليت‌هاي اقتصادي ـ اجتماعي زنان به ويژه كارآفريني آنان ايفا نمايند."(
http://www.guidenews.blogfa.com)

برسرراه اشتغال زنان در ایران موانع مختلفی وجود دارد موانع فرهنگي)مانند باورهاي غلط اجتماعي مبني بر عدم مشاركت زنان در فعاليت‌ها)،مانع اجتماعی(مانند ناكافي بودن آموزش در مورد زنان نسبت به مردان) موانع اقتصادي(مانندكار خانه‌داري بدون دستمزد،اختلاف سطح دستمزدها،تعریف بعضی از مشاغل برحسب جنس و...)

"زنان 3/49درصد از جمعيت كشور را تشكيل ميدهند، در حاليكه فقط 2/11درصد از آنها از نظر اقتصادي فعال مي باشند. اين در حالي است كه نرخ فعاليت اقتصادي زنان در جهان 25 الي 35 درصد است."( http://www.guidenews.blogfa.com)

الگوی اشتغال زنان در ایالات متحده, اروپا و ژاپن,درحد گسترده‌ای تقریباً مشابه هم است . بیشتر این کشورها شکلهایی از برابری وضعیت اشتغال (زن و مرد) و یا نظام قانونگذاری حمایتی برای زنان را دارا می‌باشند. "هم اکنون در کشورهاي پيشرفته جنوب شرقي آسيا، در ازاي هر 100 نفر نيروي کار مرد، 83 زن شاغل وجود دارد که اين نرخ، حتي از ميانگين اشتغال زنان در کشورهاي عضو سازمان توسعه همکاري هاي اقتصادي(DECD) نيز بيشتر است."(http://www.mardomsalari.com)

ضروري است به کارآفريني که مقوله اي جوان در ايران است به طور جدي توجه شود و راهکارهايي که بتوان آن را در جامع به توسعه داد، اتخاذ کرد. ايجاد و بسط و توسعه فرهنگ کارآفريني در جامعه به ويژه براي زنان، مي تواند زمينه تحرک نيمي از جمعيت جامعه را به گونه اي فراهم کند که در نهايت توليد ملي در کشور افزايش چشمگيري يابد و معضل بيکاري مهار شود. در کشورهاي فقير استفاده نکردن بهينه از ظرفيت ها و توانايي زنان باعث کندي و تاخير در رشد اقتصادي شده است.

"هم در کشورهای فقیر و هم در کشورهای توسعه‌یافته، زنان بخش عمدهء فقر ا تشکیل می‌دهند حتی در ایالات متحده نیز طبق آمار منتشر شده از سوی ادارهء سرشماری، 1/14 درصد زنان و 1/11 درصد مردان در فقر زندگی می‌کنند.در کشورهای درحال توسعه وضعیت اقتصادی زنان بسیار وخیم‌تر است. بر اساس برآورد کارشناسان سازمان ملل 70 درصد فقرای جهان زنان هستند و با روزی کم‌تر از دو دلار زندگی می‌کنند. بانک جهانی در گزارش جدید خود اعلام کرده است راه‌حل اصلی، رفع فقر زنان مشارکت آن‌ها در فعالیت‌های اقتصادی است و این اقدام به رشد کل اقتصاد کمک بزرگی خواهد کرد." http://www.study.com))

"نکته‌ قابل‌ توجه‌ برنامه‌ چهارم‌ توسعه،‌ اولویت‌ دادن‌ به‌ زنان‌ به‌ طور عام‌ در مقایسه‌ با مردان‌ است. ایده‌ تبعیض‌ مثبت‌ که‌ مطابق‌ برنامه‌ جنسیت‌ و توسعه‌ است‌ در موارد بسیاری‌ گنجانیده‌ شده‌ است.به‌ عنوان‌ مثال‌ در بند الف‌ ماده‌ 111 آمده‌ است:‌ (توجه‌ به‌ ترکیب‌ جنسیتی‌ عرضه‌ نیروی‌ کار)تفسیر این‌ عبارت‌ مبتنی‌ بر دو مقدمه‌ است؛‌ نخست‌ آنکه‌ در تعریف‌ کار و بیکاری،‌ در مدل اقتصاد سرمایه‌داری و برنامه‌های توسعه، به‌ تحصیل‌ ارزش‌ اقتصادی‌ توسط‌ نیروی‌ کار توجه‌ می‌شود و بر این‌ اساس‌ کلیه‌ فعالیت‌هایی‌ که‌ در ازای‌ آنها به‌ زنان‌ پولی‌ داده‌ نمی‌شود از مصادیق‌ بیکاری‌ و عدم‌ اشتغال‌ محسوب‌ می‌شوند. مقدمه‌ دوم‌ آن‌ است‌ که‌ بسیاری‌ از زنان‌ از چنین‌ اشتغالی‌ محرومند و جویای‌ کار و اشتغال‌ هستند خواه‌ به‌ خانه‌ داری‌ بپردازند و یا اینکه‌ اساساً فعالیتی‌ نداشته‌ باشند.با توجه‌ به‌ دو مقدمه‌ فوق‌، عبارت‌ توجه‌ به‌ ترکیب‌ جنسیتی‌ عرضه‌ نیروی‌ کار، یعنی اینکه با توجه‌ به‌ فراوانی‌ عرضه‌ نیروی‌ کار در میان‌ زنان - نسبت‌ به‌ مردان-‌ اولویت‌ اشتغال‌ با زنان‌ است."( http://www.hawzah.net)

ضروري است به کارآفريني که مقوله اي جوان در ايران است به طور جدي توجه شود و راهکارهايي که بتوان آن را در جامعه توسعه داد، اتخاذ کرد. ايجاد و بسط و توسعه فرهنگ کارآفريني در جامعه به ويژه براي زنان، مي تواند زمينه تحرک نيمي از جمعيت جامعه را به گونه اي فراهم کند که در نهايت توليد ملي در کشور افزايش چشمگيري يابد و معضل بيکاري مهار شود. در کشورهاي فقير استفاده نکردن بهينه از ظرفيت ها و توانايي زنان باعث کندي و تاخير در رشد اقتصادي شده است.

"هم در کشورهای فقیر و هم در کشورهای توسعه‌یافته، زنان بخش عمدهء فقر ا تشکیل می‌دهند حتی در ایالات متحده نیز طبق آمار منتشر شده از سوی ادارهء سرشماری، 1/14 درصد زنان و 1/11 درصد مردان در فقر زندگی می‌کنند. در کشورهای درحال توسعه وضعیت اقتصادی زنان بسیار وخیم‌تر است. بر اساس برآورد کارشناسان سازمان ملل 70 درصد فقرای جهان زنان هستند و با روزی کم‌تر از دو دلار زندگی می‌کنند. بانک جهانی در گزارش جدید خود اعلام کرده است راه‌حل اصلی، رفع فقر زنان مشارکت آن‌ها در فعالیت‌های اقتصادی است و این اقدام به رشد کل اقتصاد کمک بزرگی خواهد کرد."http://www.study.com))

"نکته‌ قابل‌ توجه‌ برنامه‌ چهارم‌ توسعه،‌ اولویت‌ دادن‌ به‌ زنان‌ به‌ طور عام‌ در مقایسه‌ با مردان‌ است. ایده‌ تبعیض‌ مثبت‌ که‌ مطابق‌ برنامه‌ جنسیت‌ و توسعه‌ است‌ در موارد بسیاری‌ گنجانیده‌ شده‌ است.به‌ عنوان‌ مثال‌ در بند الف‌ ماده‌ 111 آمده‌ است:‌ (توجه‌ به‌ ترکیب‌ جنسیتی‌ عرضه‌ نیروی‌ کار)تفسیر این‌ عبارت‌ مبتنی‌ بر دو مقدمه‌ است؛‌ نخست‌ آنکه‌ در تعریف‌ کار و بیکاری،‌ در مدل اقتصاد سرمایه‌داری و برنامه‌های توسعه، به‌ تحصیل‌ ارزش‌ اقتصادی‌ توسط‌ نیروی‌ کار توجه‌ می‌شود و بر این‌ اساس‌ کلیه‌ فعالیت‌هایی‌ که‌ در ازای‌ آنها به‌ زنان‌ پولی‌ داده‌ نمی‌شود از مصادیق‌ بیکاری‌ و عدم‌ اشتغال‌ محسوب‌ می‌شوند. مقدمه‌ دوم‌ آن‌ است‌ که‌ بسیاری‌ از زنان‌ از چنین‌ اشتغالی‌ محرومند و جویای‌ کار و اشتغال‌ هستند خواه‌ به‌ خانه‌ داری‌ بپردازند و یا اینکه‌ اساساً فعالیتی‌ نداشته‌ باشند.با توجه‌ به‌ دو مقدمه‌ فوق‌، عبارت‌ توجه‌ به‌ ترکیب‌ جنسیتی‌ عرضه‌ نیروی‌ کار، یعنی اینکه با توجه‌ به‌ فراوانی‌ عرضه‌ نیروی‌ کار در میان‌ زنان - نسبت‌ اولویت‌ اشتغال‌ با زنان‌ است."

http://www.hawzah.net)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 23:49  توسط Hossein Zarghami  |