مطالعات جمعیتی

وبلاگی در زمینه جمعیت شناسی، آمار، روشهای تحقیق و دیگر زمینه های مرتبط (09108349508)

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

بر اساس تصمیم دبیرخانه‌ی ششمین همایش انجمن جمعیّت‌شناسی ایران،‌ آخرین مهلت ارسال چکیده‌ی مقاله جهت شرکت در همایش "تحوّلات ساختار سنّی جمعیّت ایران و پیامدهای آن" تا 15 خرداد 1391 تمدید شد. بر این اساس، زمان اعلام نتیجه‌ی داوری مقاله‌ها، 1391/04/03 و زمان ارسال اصل مقاله 1391/05/20 اعلام شده است. بدین‌وسیله از کلیه‌ی جمعیّت‌‌شناسان و سایر علاقه‌مندان به شرکت در همایش مذکور درخواست شده است تا چکیده‌ی مقاله‌های خود را تا زمان تعیین‌شده از طریق وب سایت همایش به دبیرخانه‌ی علمی همایش ارسال کنند. بدیهی است که زمان تعیین‌شده قابل تمدید نخواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 0:54  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده  توسط: حسین ضرغامی

این متن برگفته از اسلایدی با عنوان مذکور می باشد که نویسنده آن اکرم حسن زاده است.

روند تغييرات جمعيت از گذشته دور تاكنون:

در مورد تاريخچه رشد جمعيت دنيا از گذشته دور تاكنون سه مرحله اساسي را مي توان مشخص كرد

1- مرحله قبل از پيدايش كشاورزي كه معيشت انسان ها مبتني بر صيد و شكار و خوشه چيني بود.

2- مرحله بعد از پيدايش كشاورزي تا انقلاب صنعتي كه آغاز آن به حدود هزاره هشتم قبل از ميلاد مسيح(ع) بر مي گردد.

3- مرحله بعد از انقلاب صنعتي كه از اواخر قرن هيجدهم ميلادي به بعد را در بر مي گيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 21:27  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

این متن برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد دکتر رسول صادقی می باشد.

در خصوص باروري گروههاي قومي در ايران مطالعات بسيار اندكي صورت گرفته است. زنجاني (1371) و پرنده (1372) برمبنای نتایج طرح زاد و ولد1370، به توصیف تفاوتهای قومی باروری پرداخته‌اند. بر این اساس، بلوچ‌ها، تركمن‌ها، عربها و لرها، به ترتيب، بالاترين ميزان باروري و ارامنه، شمالي‌ها و فارس‌ها، به ترتيب، پايين‌ترين ميزان باروري را داشته‌اند.

مطالعه ماری لادیه- فولادی[1]  (1993)، با استفاده از نتایج سرشماری 1365، نشان دهنده تفاوتهای قومی باروری در ایران می‌باشد. این مطالعه بدون استفاده از تکنیک‌های آماری (بویژه کنترل‌های آماری)، در تبیین تفاوتهای قومی باروری، بر زمینه های اجتماعی و فرهنگی، نظیر سواد زنان، اقامت شهری- روستایی تأکید می‌کند و نتیجه می‌گیرد که قومیت، به طور مستقل، تأثیری بر باروری ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 15:31  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

این متن برگرفته از کار کلاسی در دروه کارشناسی می باشد.

تاریخ پیدایش تحلیل محتوا

تجزیه وتحلیل محتواهای متون مختلف به زمانی نسبتاً دور بر می گردد مرتن ورورمنMerten / Ruhrmann)،(1982 معتقدندکه این تکنیک در یونان باستان وبعدها در قرن هفتم میلاذی در فلسطین(برای استخراج تورات)بکار برده شده است.خصوصاًدر ایران تجزیه وتحلیل متون- یعنی جزء به جزء کردن ویافتن ارتباط بین متون قرآنی(=تفاسیر)ونظم ونثر فارسی ازگذشته ای دور رواج داشته ودر این راه شیوه ها وضوابط نسبتاً قابل اعتمادی بکار گرفته می شده است.با پیدایش روزنامه،فصل جدیدی در تکامل این تکنیک گشوده شد وتحلیل وارزیابی متن روزنامه ها آغاز گشت.در علوم اجتماعی این تکنیک خصوصاًدر هنگام جنگ جهانی دوم به گونه ای جدید ونسبتاًدقیق بکار برده شد.انگیزه اصلی کاوش در این تکنیک،نحوه تبلیغات آلمان در هنگام جنگ دوم جهانی بود که با تکنیکهای گوناگون ابداع شده توسط شخصی به نام گوبل(Gobel)بطور بسیار موثرمردم کشور های رقیب وهمچنین جامعه آمریکا را تحت تاثیر قرار داده بود.(فرامرز رفیع پور،1387،ص110)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 15:24  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

نوشته شده توسط: موسی غنی نژاد در روزنامه دنیای اقتصاد، یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۵

در انديشه فلسفي، سياسي و اقتصادي مدرن، انسان‌محور اصلي بحث‌ها است. تاكيد بر تئوري شناخت و چگونگي فرآيند معرفتي در ذهن انسان و توانايي‌هاي آن مهم‌ترين ويژگي‌ انديشه فلسفي در دوران جديد را تشكيل مي‌دهد. حقوق طبيعي يا ذاتي انسان موضوع اصلي انديشه‌ورزي سياسي مدرن است و تفكر نوبنياد اقتصادي انسان را به عنوان مبدا و مقصد ثروت، يعني آنچه براي تداوم حيات و رفاه بيشتر لازم است، مورد بررسي قرار مي‌دهد. به اين ترتيب در انديشه انسان‌مدار جديد، مي‌توان انتظار داشت كه موضوع جمعيت جايگاه مهمي پيدا كند، اما مساله جمعيت از جهت ديگري نيز مورد توجه قرار مي‌گيرد كه عبارت است از رشد بي‌سابقه آن در سايه پيشرفت‌هاي اقتصادي، علمي و فني. از همان آغاز مي‌توان گفت كه دو رويكرد كاملا متفاوت نسبت به موضوع جمعيت در ميان انديشمندان شكل گرفت. رويكردي كه تحولات جمعيتي را به عنوان بخشي از نظام به هم پيوسته جامعه بشري تلقي مي‌كرد كه داراي ساز‌وكار‌هاي تنظيم‌كننده دروني است و رويكرد ديگري كه جمعيت و نظام اقتصادي را جدا از هم و احيانا در مقابل هم قرار مي‌داد. شايد بتوان آدام اسميت و رابرت مالتوس را نمايندگان برجسته و آغازين اين دو رويكرد تلقي كرد كه از دو سده پيش تاكنون به اشكال مختلف مطرح شده است. پيشرفت‌هاي سريع و بي‌سابقه دنياي مدرن اغلب نگراني‌هايي را پديد آورده كه صرفنظر از وارد يا ناوارد بودن آنها، موجب هوشياري و انديشه‌ورزي عميق‌تر شده است. انتقاد از درون يكي از ويژگي‌هاي انديشه مدرن و شايد مهم‌ترين رمز فائق آمدن بر معضلات و بحران‌ها در دنياي جديد بوده است. به رغم اينكه اكثر هشدار‌هاي مالتوس درباره تهديدات رشد جمعيت به جهت علمي بي‌پايه و از جهت تجربي و تاريخي ابطال شده است، اما در هر صورت آنها را مي‌توان انگيزه‌اي براي تفكرات عميق و دقت‌نظر‌هاي كارساز درباره مسائل جمعيتي دانست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 15:6  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

بر اساس اعلام دبیرخانه‌ی انجمن جمعیّت‌شناسی ایران، ارسال مقاله‌ جهت چاپ در نامه‌ی انجمن جمعیّت‌شناسی ایران از این به بعد از طریق وب سایت انجمن جمعیّت‌شناسی ایران مقدور خواهد بود. بدین‌وسیله به اطّلاع کلیه‌ی جمعیّت‌شناسان، اعضای انجمن جمعیّت‌شناسی ایران و دیگر علاقه‌مندان به پژوهش‌ها و تحقیقات جمعیّتی می‌رساند که مقاله‌های خود را برای چاپ در نامه‌ی انجمن جمعیّت‌شناسی از طریق صفحه‌ی ویژه‌ای که در وب سایت انجمن برای نامه‌ی انجمن جمعیّت‌شناسی در نظر گرفته شده ارسال کنند. برای این منظور کافی است به وب سایت انجمن جمعیّت‌شناسی ایران بروید و به ترتیب از طریق کلیک بر روی منوی انتشارات، نامه‌ی انجمن جمعیّت‌شناسی و ارسال مقاله، ضمن تکمیل فرم مربوط به آن نسبت به ارسال فایل مقاله اقدام نمایید.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 23:29  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

در تعريف مفهوم جهاني شدن[1] اتفاق نظري ميان متفكران وجود ندارد. برخي از مهم‌ترين تعاريف مطرح شده، ازاين قرارند:

«مفهوم جهاني شدن به فرآيندهاي پيچيده اي اطلاق مي شود كه به موجب آن دولتهاي ملي به نحو فزآينده‌اي به يكديگر وابسته مربوط مي شوند ... جهاني شدن در حقيقت يكي از مراحل پيدايش و گسترش تجدد و سرمايه داري جهاني است كه سابقه آن به قرن پانزدهم بازمي‌گردد اما امروزه جهاني شدن بيشتر بر ابعاد سياسي، فرهنگي و اجتماعي اين فرآيند كلي اطلاق مي شود. به هر حال جهاني شدن همچنان با گسترش سرمايه‌داري در سطح جهان مرتبط است و برخي نيز فرآيند دموكراتيزاسيون را يكي از وجوه اصلي جهاني شدن مي‌دانند.» (نش، 1380: 10)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 23:23  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

این متن برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد دکتر رسول صادقی می باشد.

برخي از مطالعات اوليه، در تبيين تفاوتهاي قومي باروري، از فرضيه همانندي مشخصه‌ها حمايت مي‌كنند. براي مثال، لي و لي[1]  (1959) در مطالعه خود، باروري بالاتر سياهپوستان نسبت به سفيدپوستان را در قالب تفاوت در تحصيلات و موقعيت اقتصادي اجتماعي پايين سياهپوستان تبيين مي‌كنند (نقل از پوسووا، 1997: 71). در مقابل، گلدشايدر و اولنبرگ (1969) در بررسي تفاوتهاي باروري بين سفيدپوستان و چهار گروه اقليت (سياهپوستان، آمريكايي‌هاي‌ژاپني‌تبار، يهوديان و كاتوليك‌ها)، اعتبار فرضيه همانندي مشخصه‌ها را زير سئوال بردند و آن را مورد انتقاد قرار دادند. زيرا يافته‌هاي اين بررسي نشان داد كه بعد از كنترل مشخصه‌هاي اقتصادي اجتماعي، تفاوتهاي قومي باروري از بين نرفت، در نتيجه آنها فرضيه جايگزين، يعني نقش مستقل موقعيت اقليت و عدم امنيت‌هاي رواني اجتماعي مرتبط با آن‌را جهت تبيين تفاوتهاي قومي باروري مطرح كردند(تبيين ساختاري). بعد از گلدشايدر و اولنبرگ، تعدادي از محققان نظير اسلاي[2]  (1970)، رابرتز و لي  (1974)، ريچي (1975)، بين و ماركوم (1978)، بين و سوايسگود (1985)، تانگ (2001) و سايرين در مطالعات خود، ارتباط متقابل موقعيت گروه اقليت و متغيرهاي اقتصادي اجتماعي را در تبيين باروري گروههاي قومي اقليت و اكثريت نشان دادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 23:17  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

اسكات وكارولين1  در يك بررسي‌اي تحت عنوان «تعيين كننده‌هاي مرگ و مير اطفال در ميان كشورهاي كمتر توسعه يافته: بررسي ميان منطقه‌اي 5 تئوري» سعي كرده‌اند تا اختلافات ميزان مرگ و مير اطفال در ميان كشورهاي كمتر توسعه يافته را با استفاده از پنج تئوري تبيين نمايند. تئوريهاي مورد استفادة آنها، تئوريهاي تغييرات اجتماعي در سطح كلان بودند و عبارتند از:

1 - تئوري مدرنيزاسيون

2- تئوري وابستگي، يا تئوري نظام جهاني

3 - تئوري طبقه‌بندي جنسيت

4- تئوري عدم توليد اقتصادي

5- تئوري توسعه يافتگي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 23:53  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

ماتسون و همكاران در سال 1988 در يك بررسي تحت عنوان «مرگ و مير اطفال: تحليل چند متغيره عوامل فردي و عوامل مرتبط با اجتماع» از مدل مفهومي كه تركيبي از متغيرهاي سطح كلان و سطح خرد بود، براي تحليل مرگ و مير اطفال استفاده كردند. هدف آنها ارائه مدلي بود كه شامل 1- ويژگيهاي فردي (از قبيل عوامل پزشكي، جمعيت شناختي و اجتماعي) و 2- ويژگيهاي اجتماعي (از قبيل تاسيسات زيربنايي، خدمات مراقبت بهداشتي، هزينه‌هاي رفاه و ميزان فقر) باشد،در واقع مدل نظري آنها تركيبي از رهيافت هاي جمعيت شناختي، اپيدميولوژي و جامعه شناختي بود.

ماتسون و همكاران عوامل فردي را در دو دسته( عوامل زمينه‌اي و عوامل بلافصل) مورد بررسي قرار داده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 23:49  توسط Hossein Zarghami  | 

تهیه شده توسط: حسین ضرغامی

این متن برگرفته از کار آقای سید خلیل موسوی با همین عنوان است.

1 ـ مقدمه

ماركس از جمله انديشمنداني است كه در جنبه‌هاي مختلفي، مطالبي را به نگارش درآورده است. گاهاً ماركس را در قالب يك جامعه‌شناس توانا مي‌يابيم كه نظريه‌هاي وي در مورد اقتصاد و نظام سرمايه‌داري بسيار حايز اهميت است. تأثير و نفوذ كلمة وي در مبحث تفكرات اجتماعي بسيار زياد است. مطالعة آثار وي حتي در شرايط و زمان حاضر نيز مطالب بسياري را براي ما روشن مي‌سازد. در برخي نوشته‌ها، ماركس را بعنوان فيلسوفي برجسته مي‌بينيم كه در مقابل نظريات فلسفي هگل مي‌ايستد (هرچند كه بسياري از انديشه‌هاي هگل، پايه‌گذار بسياري از تفكرات و نوشته‌هاي ماركس بوده است و از آنها سود برده است) و فلسفه را سلاح معنوي پرولتاريا مي‌داند. هرچند كه پس از مدتي فلسفه را ناكامل مي‌داند و معتقد است كه در فهم ريشه‌هاي مصيبت‌هاي اجتماعي كارايي ندارد (احمدي، 1382،  ص: 135) حتي مي‌توانيم ماركس را در چهره سياسي سياسي نيز ببينيم و حتي به جرأت مي‌توانيم عنوان كنيم كه ارادة سياسي ماركس در عقايد و افكارش بر ديگر جهات وي چيرگي دارد. اصولاً ماركس و ماركسيست‌ها در راه عقيده جهاد مي‌كنند نه در راه علم. (بابك، 2536ش، صص 333-336) اما برجسته‌ترين چهره ماركس كه در آثار وي، من جمله capital و نقد اقتصاد سياسي (كه البته جامعه‌شناختي نيز مي‌باشد) قابل ملاحظه است، چهرة اقتصادي اوست. اين گوناگوني در نوشته‌هاي وي، گاهاً فهم مطالب او را مشكل مي‌سازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 23:37  توسط Hossein Zarghami  |